X
تبلیغات
راههای نوین در ارتباطات - نگاهي به تحقيق پژوهشگر هلندي درمورد فرهنگ ملل

راههای نوین در ارتباطات

نگاهي به تحقيق پژوهشگر هلندي درمورد فرهنگ ملل

 

رفتار مديران و كاركنان و روابط بين شهروندان و دولت مردان ، ادامه روابط افراد در     محيط هاي خانواده ، مدرسه و محيط كار است كه به نوبه خود بر ساير حوزه هاي زندگي اثر           مي گذارند.

اكثر مردم جهان در جوامعي زندگي مي كنند كه در آن تعلقات گروهي بر تعلقات شخصي غالب است. بسياري از متفكران هويت فرهنگي ايراني را متاثر از سه فرهنــگ ديني، ملي و غربي      مي دانند كه مدام در حال پالايش است. پويايي، تغيير و تحول شديد فرهنگي در دهه هاي گذشته وجهي ديگر از ويژگي هاي خاص جامعه ايران را تشكيل مي دهد.  هافستده محقق هلندي در توضيح تفاوت هاي فرهنگـي ملت ها پنــج بعد فرهنگ يعني :

-        فاصله قدرت

-        جمع گرايي در مقابل فردگرايي

-        زن گونگي در مقابل مردگونگي

-        ابهام گريزي

-        رويكرد بلندمدت در مقابل رويكرد كوتاه مدت

را شناسايي كرده است . بعد جمع گرايي فرهنگ ايراني بيشتر متوجه نهادهاي خانوادگي و قبيله اي است تا ساير نهادهاي اجتماعي مثل سازمان ، جوامع مدني و شهري .

مقدمه

تحقيقگيرت هافستده محقق مشهور هلندي در مورد مقايسه ابعاد فرهنگ ملي كشورهاي مختلف ، يكي از شناخته شده ترين و گسترده ترين تحقيقاتي است كه در مطالعه فرهنگ ملل انجام شده است. در اين مقاله پس از مروري اجمالي بر نظريات و ديدگاه هاي هافستده ، شاخص هاي   اندازه گيري شده در مورد فرهنگ ايران در تحقيقات وي مورد بررسي قرار گرفته و نتايج به دست آمده با پاره اي از برداشت هاي ديگر صاحب نظران مقايسه مي شود.

فرهنگ چيست؟

هر كسي انگاره هايي ( PATTERNS ) براي تفكر، احساس و عمل دارد كه آن را در خلال تجربيات و آموزش هاي زندگي خود كسب كرده است. هافستــده با تشبيه فرهنگ به نحوه          برنامه ريزي كامپيوترها ، اين انگاره هاي تفكر، احساس و عمل را برنامه هاي ذهني و يا          نـرم افزار ذهن  (SOFTWARE OF THE MIND ) مي نامد. البته منظور وي اين نيست كه افراد هم مثل كامپيوترها برنامه ريزي مي شوند ، بلكه به اعتقاد او صرفاً بخشي از رفتار فرد به وسيله برنامـــه ذهني وي معين مـي شود. هركسي مي تواند از اين برنامه هاي ذهني عدول كرده و به نحوي جديد ، خلاق و يا غيره منتظره رفتار كند. برنامه هاي ذهني در محيط هاي اجتماعي متفاوت با هم فرق دارند. اين نرم افزار ذهن را معمولاً به نام فرهنگ مي شناسيم.

برنامه ريزي ذهني فرد از محيط پرورش اوليه كودك (معمولاً خانواده) آغاز شده و سپس در مدرسه و محيط كار ادامه مي يابد. رفتار مديران و كاركنان، روابط بين شهروندان و حكومت گران، ادامه روابط افراد در محيط هاي خانواده ، مدرسه و محيط كار است و اين روابط به نوبه خود بر ساير حوزه هاي زندگي اثر مي گذارند . باورهاي مذهبي ، ايدئولوژي هاي مختلف و تئوري هاي علمي ادامه برنامه ريزي ذهني افراد در محيط هاي خانواده ، كار و متاثر از روابط با حكومــت هستند و به نوبه خود انگاره هاي رايج تفكر ، احساس و عمل در ساير حوزه ها را تحكيم مي بخشند.

در جوامع ، افراد در آن واحد به گروه ها و دسته جات مختلفي تعلق دارند. لاجرم افراد ، واجد لايه هاي متفاوتي از برنامه ريزي ذهني هستند كه به سطوح فرهنگي مختلفي همانند سطح ملي، قومي ، منطقه اي ، مذهبي ، زباني ، جنسيتي ، طبقاتي ، سازماني و غيره مربوط مي شوند. هافستده به بررسي و مقايسه فرهنگ ها در سطح ملي مي پردازد.

ابعاد فرهنگ ملل از نظر هافستده

تحقيق هافستـــده مبتني بر بررسي گسترده اي است كه در سالهاي 1968 و 1972 در مورد فرهنگ ملت ها از طريق بررسي پاسخ هاي كاركنان شعب مختلف شركت IBM به پرسشنامه اي صورت گرفت كه در مورد شرايط كاري آن ها تنظيم شده بود. پايگاه اطلاعاتي بسيار گسترده اي فراهم شد كه مركب از پاسخ هاي كاركنان 38 شغل مختلف در 72 شعبه با 20 زبان مختلف بود. رويهمرفته در اين تحقيق بيش از 116000 پرسشنامه كه هركدام حاوي بيش از 100 سوال استاندارد بود مورد بررسي قرار گرفت. براساس نتايج بررسي آماري گسترده اي برروي اين پرسشنامه و تطبيق آن با ساير مطالعات انجام شده ، چهار بعد فرهنگ به نام هاي فاصله قدرت ،جمع گرائي در مقابل فردگرائي ، زن گونگي در مقابل مرد گونگي و ابهام گريزي شناسايي شد كه سال ها بعد ، بُعد پنجمي به نام رويكرد بلندمدت در مقابل رويكرد كوتاه مدت به آن اضافه شد. ذيلاً به توضيح هريك از اين ابعاد مي پردازيم.

1 - فاصله قدرت : در همه جوامع نابرابري وجود دارد. نابرابري در حوزه هاي مختلفي مانند قدرت ، ثروت ، ويژگي هاي فيزيكي و ذهني ، موقعيت و جايگاه اجتماعي، قوانين، حقوق و قواعد بروز پيدا مي كند ولي در جوامع مختلف ميزان پذيرش قدرت بالادستي ها توسط افراد زيردست متفاوت است. فاصله قدرت عبارت است از ميزان پذيرش و انتظار اعضاي كم قدرت نهادها و سازمان هاي يك كشور در مقابل توزيع نابرابر قدرت. بنابراين ، فاصله قدرت از زاويه سيستم ارزشي افراد كم قدرت تر توصيف مي شود.

در جدول شماره 1 تفاوتهاي اصلي بين جوامع با فاصله قدرت كم و زياد ارائه شده است. براساس امتيازات به دست آمده از تحقيق هافستده ، در كشورهاي آمريكاي لاتين، كشورهاي عربي ، مالزي ، فيليپين فاصله قدرت بالا و دركشورهاي اسكانديناوي ، اتريش، سوئيس، انگليس و آلمان فاصله قدرت پايين است.

2 -  فردگرايي در مقابل جمع گرايي:  اكثر مردم جهان در جوامعي زندگي مي كنند كه در آن تعلقات گروهي بر تعلقات شخصي غالب است. هافستده اين نوع جوامع را جمع گرا      مي نامد معمولاً اولين گروه در زندگي ما خانواده اي است كه در آن متولد مي شويم. ساختار خانواده در جوامع مختلف متفاوت است. در جمع گراترين جوامع ، خانواده اي كه فرد در آن رشد مي يابد نه فقط مركب از والدين و ساير فرزندان بلكه شامل پدربزرگ ها ، عموها ، عمه ها ، خدمتـكاران و سايــر هم خانــه ها مي شود. در فرهنگ قوم شناسي اين نوع خانواده را به عنـــوان خانواده گسترده  مـــي شناسند. كودكان در حين رشد در چنين خانواده هايي ياد مي گيرند كه خود را عضوي از گروه ما بدانند.

اقليتي از مردم جهان در جوامعي زندگي مي كنند كه تعلقات شخصي بر تعلقات گروهي غلبه دارد ، در جوامعي كه هافستده آن را فردگرا مي نامد ، اغلب فرزندان در خانواده اي مركب از والدين و احتمــالاً ساير فرزندان متولـد مــــي شوند . كودكان چنين خانواده اي در حين رشد ياد مي گيرند كه خود را به عنوان من بشناسنــد. ايــن من از من هاي ساير افراد متمايز است و ساير من ها نه به عنوان گروه بلكه به عنوان شخصيتي فردي طبقه بندي مي شوند. در اين جوامع انتظار براين است كه فرد به محض اينكه بتواند سرپاي خود بايستد خانواده پدري را ترك كند. در چنين جوامعي پيوند بين افراد ضعيف است و انتظار از افراد اين است كه مراقب خود و خانواده درجه اولشان باشند. تفاوت هاي اصلي مابين جوامع جمع گرا و فردگرا در جدول شماره 2 خلاصه شده است.

فردگراترين جوامع آمريكا ، استراليا، انگليس و كانادا هستند در حالي كه جمع گراترين جوامع در امريكاي لاتين و جنوب آسيا واقع شده اند.

3 - بعد مردگونگي يا زن گونگي : نقش هاي اجتماعي مردان و زنان در جوامع مختلف تفاوت دارد. اينكه چه نقشي با چه جنسيتي تناسب بيشتري دارد از جامعه اي به جامعه ديگر متفاوت است.

هافستده اصطلاحات مردگونگي و زن گونگي را معـادل مرد يا زن بودن در نظر نمـــي گيرد بلكه آن ها را تعابيري نسبـــي مــي داند. مرد مي تواند به صورتي زن گونه رفتار كند و زن به صورتي مردگونه . اينكه چه رفتارهايي زنانه در نظر گرفته مي شود و چه رفتارهايي مردانه نه تنها در جوامع سنتي بلكه در جوامع مدرن متفاوت است. دليل آشكار اين مسئله توزيع متفاوت مردان و زنان در مشاغل گوناگون در كشورهاي مختلف است. فرض براين است كه مردان در مجموع جسورتر، اهل رقابت تر ، سرسخت تر هستند و زنان نيز بايد مراقب خانه ، فرزندان و سايرين باشند . در بررسي پرسشنامه هاي كاركنان شركت IBM پاسخ هايي كه متوجه درآمد بيشتر ، شناخته شدن توسط ديگران ، پيشرفت و هماورد طلبي مربوط مي شد به عنوان مشخصه هاي بعد مردانگي تلقي مي شود. در مقابل قطب زنانگي به پاسخ هايي مربوط مي شود كه متوجه رابطه خوب با مدير ، بهبود شرايط زندگي و امنيت كاركنان هستند. در جدول 3 فهرست خلاصه تفاوت هاي اصلي بين جوامع زن گونه و مردگونه آورده شده اند.

 براساس بررسي هافستده مردگونه ترين جوامع ژاپن، اتريش، ونزوئلا، ايتاليا، سوئد، مكزيك هستند . در حالي كه كشورهاي اسكانديناوي زن گونه ترين جوامعند. كشورهاي انگليس و امريكا نيز تا حد زيادي مردگونه هستند.

4 - ابهام گريزي : هريك از ما بااين واقعيت روبه رو هستيم كه از فردايمان بي خبريم. اطميناني از وضعيت آينده نداريم ولي مجبوريم به نحوي با آن سركنيم. نااطميناني زياد موجب اضطراب غيرقابل تحمل مي شود. درست مثل ساير ارزش هايي كه قبلاً در مورد آن صحبت كرديم . احساس عدم اطمينان اكتسابي و آموختني است. اين احساسات و راه هاي مقابله با آن در زمره ميراث فرهنگي جوامع قرار دارد و از طريق نهادهاي پايه اي همچون خانواده ، مدرسه و دولت منتقل شده و تحكيم مي يابد و در ارزش هاي جمعي اعضاي هر جامعه بروز پيدا مي كند.

 مفهوم ابهام گريزي با مفهوم ريسك گريزي تفاوت دارد. ريسك را معمولاً به صورت درصد احتمال وقوع رويداد خاصي تعريف مي كنند. ابهام زماني مطرح مي شود كه هر اتفاقي ممكن است بيفتد و هيچ تصوري از ماهيت آن نداريم. ابهام را با درصد احتمـال نمي توان تعيين كرد. به محض اينكه ابهــام را به صورت ريسك بيان كنيم ، ديگر نمي توان آن را منبع اضطراب دانست. ممكن است منبع ترس باشد ولـي مي توان آن را به صورت مسئله اي عادي پذيرفت ، مثل ريسك هاي رانندگي يا انجام عمليات ورزشي ، فرهنگ هاي ابهام گريز از موقعيت هاي ابهام آفرين احتراز مي كنند. در چنين فرهنگ هايي، مردم در پي ساختار در سازمان ها ، نهـــاد و روابطشان هستند.

در بررسي هافستده كشورهاي يونان، پرتغال، آمريكاي لاتين، ژاپن، فرانسه و اسپانيا ابهام گريزي زياد نشان مي دهند در حالي كه كشورهاي اسكانديناوي، انگليس ، هند و آمريكا و كانادا ابهام گريزي كمي دارند.

5 - رويكرد درازمدت و كوتاه مدت: در تحقيقات IBM كه نتايج آن در بخش هاي قبلي ارائه شد، از پرسشنامه اي استفاده شد كه توسط ديدگاه هاي غربي تهيه شده بود. در هنگام تحقيق نه تنها پاسخ گويان غربي بلكه پاسخ گويان شرقي نيز با پرسش هايي غربي مواجه بودند. از

كجا معلوم كه اين جواب ها بتوانند به طور كامل منعكس كننده ارزش هاي پاسخ گويان شرقي باشد. هافستده و ساير محققان اين پروژه به اين ضعف تحقيق واقف بوده و نگران آن بودند.

محققي كانادايي به نام مايكل بوند ( MICHEL BOND) كه از سال 1971 در خاور دور زندگي مي گرد راه حل خلاقانه اي براي مشكل سوگيري غربي پرسشنامه ها پيدا كرد. او پرسشنامه اي طراحي كرد كه عمداً سوگيري چيني داشت. او مي خواست با به كاربردن چنين پرسشنامه اي به همان روش پرسشنامه با سوگيري غربي ، امكان مقايسه نتايج را پيدا كند. تجزيه و تحليل اطلاعات به دست آمده بعد چهارمي را نشان داد كه با هيچ يك از ابعاد پرسش هاي غربي مرتبط نبود. مايكل بوند آن را پويايي كنفوسيوسي ناميد كه اشاره به تعاليم كنفوسيوس داشت. از نقطه نظرعملي، اين بعد به رويكرد درازمدت در مقابل رويكرد كوتاه مدت در زندگي اشاره داشت. اين مسئله با ارزش هايي سروكار دارد كه تفكر غربي به خوبي با آن ها آشناست ولي در فهرست موارد مورد بررسي    پرسشنامه اي طراحي شده در غرب قرار نگرفته بودند.

 براساس بررسي هافستده كشورهاي چين ، هنگ كنگ ، تايـــوان ، ژاپن و كره معرف  فرهنگ هاي با جهت گيري درازمدت و كشورهاي پاكستان ، نيجريه، فيليپين ، كانادا ، زيمبابوه، انگليس و امريكا معرف فرهنگ هاي با جهت گيري كوتاه مدت هستند ... كشور ايران جزو 23 كشور مورد مطالعه در اين تحقيق قرار نداشته است. ولي با وجود اين ، مي توان حدس زد كه باتوجه به ويژگي هاي برشمرده شده ، فرهنگ ايراني را بايد بيشتر در گروه فرهنگ هاي با جهت گيري كوتاه مدت دانست تا درازمدت . ولي اين مسئله اي است كه محتاج بررسي بيشتري است.

 براساس نظرهافستده براساس چهار بعد فرهنگي شناسايي در تحقيقات IBM هيچ كشوري را نمي توان در موقعيت مزيت رقابتي و يا عدم مزيــــت رقابتي دانست. مثلاً فرهنگ هاي بافاصله قـــدرت كــم مسئـوليت پذيري بيشتري به ارمغان مي آورند در حالي كه در فرهنگ هاي با فاصله قدرت زياد نظم بيشتري ديده مي شود. جمع گرايي با تعهد بيشتر كاركنان همراه است و فردگرايي باآزادي عمل مديريت . هم چنين فرهنگ هاي ابهام پذير مستعد نوآوري هاي پايه اي
هستند در حالي كه در فرهنگ هاي ابهام گريز دقت بيشتري در كارها ديــده مــي شـود. جوامع       زن گونه محيط مناسب تري براي محصولات سفارشي ، بيوشيمي و خدمات بــه وجـــود مي آورند در حالي كه در جوامع مردگونه فضاي بهتري براي توليد انبوه و صنايع سنگين وجود دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 13:16  توسط محمد میرعبدالهی  |