پیدایش و گسترش اندیشه های جامعه شناختی ارتباطات ( 5 )

مطالعات انتقادی ارتباطی

چنانکه پیش از این در باب اندیشه های ارتباطاتی مارکس سخن گفته شد ، وی رسانه ها را در خدمت منافع طبقه سرمایه دار حاکم می دانست و آنها را ابزار انتقال ایده  و اندیشه این طبقه و نیز مانع رشد افکار مخالف و شکل گیری و سازماندهی گروههای مخالف می دانست. ویژگی های نظری وی ، دوره تاریخی خاص و نیز پیگیری افکار وی توسط گروه ها و دسته جات گوناگون اندیشه مارکس را در قالب  مکاتب نظری گوناگون ،  متعدد و متکثر نمود . از جمله مکاتب تحت تاثیر اندیشه مارکس می توان به اندیشه های ارتباطی مکتب فرانکفورت ، اندیشه های مکتب بیرمنگام و نیز بررسی های اقتصاد سیاسی اشاره نمود . هر یک از این دیدگاه ها تاکید بر وجهه خاصی از اندیشه وی نمودند و تغییراتی را در دستگاه نظری ایجاد نمودند . در ادامه به اندیشه های نظریه پردازان مکتب فرانکفورت ، نظریات آلتوسر و گرامشی ، نظریات مکتب مطالعات فرهنگی بیرمنگام و نیز نظریات اقتصاد سیاسی اشاره می گردد .

- نظریات مکتب فرانکفورت

نسلی از دانشوران آلمانی که در دهه 1930 از سرزمین مادری خویش گریخته بودند ، حیات فکری دنیای انگلیسی زبان را عمیقاً پر مایه تر کرده اند و در ماجرای این مهاجرت فرهنگی ، تاریخچه مکتب فرانکفورت جای مهمی اشغال می کند . موسسه پژوهش اجتماعی فرانکفورت ، که ابتدا در آلمان تأسیس شد ، طی سال های تبعید ، از فرانکفورت به نیویورک و سپس به کالیفرنیا منتقل شد . این گروه در اواخر دهه 1940 از هم پاشید اما کمی پس از پایان جنگ ، موسسه فرانکفورت توسط برخی از اعضای اصلی اش و به عنوان بخشی از دانشگاه فرانکفورت ، دوباره پا گرفت . 

این بررسی افکار سه تن از اندیشمندان صاحب نام و بسیار تأثیرگذار این مکتب ( آدورنو ، هورکهایمر ، بنیامین ) را بررسی می کند . نظرات آدورنو و هورکهایمر عموماً در امتداد هم و حتی با هم مطرح شده اند و از این روی در کنار هم آورده می شوند . آدورنو و هورکهایمر ، همچون سایر انتقادیون ، علم و تکنولوژیِ را تجسم سلطه و خشونت بر طبیعت و در نتیجه انسان می دانند و این در حالی است که معتقدند علم و تکنولوژی باید تحت سلطه انسان می بود . آنها معتقدند که پیشرفت روشنگری باعث سلطه انسان بر طبیعت شد . این سلطه به سلطه انسان بر انسان دیگر و در نتیجه به از خود بیگانگی انسان منجر شد .

آدورنو و هورکهایمر معتقدند جنبه خرد ابزاری باعث شکل گیری بحران های حال حاضر از جمله بحران علم شده است و این خلاف نظر مارکس است که بحران های جامعه را حاصل سرمایه داری می داند . در واقع خرد باوران می خواستند انسان را از اندیشه اسطوره ای  – دینی خود رها سازند ، اما از آنجا که عقل ابزاری بر این روند حاکم شد ، آنها موفق نشدند و عقل اسطوره حاکم شد . در نتیجه روشنگری بازگشتی به اسطوره داشت . به گونه ای که کل مدرنیته و جهان مدرن را در قالب نیروهای جدید غیر معنوی ، خود تبدیل به اسطوره شدند . فرد باوری باعث انکار فردیت و استقلال انسان و تبدیل سوژه به کل ( به تعبیر هگل ) شد که این ثمره روشنگری است .

خود ویرانگری روشنگری را در اصل « ارزش مبادله » می بیند که از اقتصاد به همه رو بنا نفوذ کرده است . در واقع در سرمایه داری ارزش مبادله ( تولید برای ابزار ) به جای ارزش مصرف ( تولید برای نیاز ) می نشیند . در این شرایط ایدئولوژی بهره برداری بر شادی مصرف حاکم می شود . ارزش مبادله که پدیده ای مصنوعی است بر حیطه خواست های انسانی حاکم می شود . این ارزش قوانین اثباتی خاص خود را دارد . سلطه ارزش مبادله در زیر بنا منجر به کالایی شدن کل رو بنا ( فرهنگ ) می گردد ، یعنی آنچه که آن را بحران صنعت فرهنگ در رو بنا می خوانند . 

آدورنو و هورکهایمر به دنبال این سوال هستند که چرا فرهنگ نازل شده است به گونه ای که آگاهی بی ارزش ، و حفظ نظم موجود با ارزش تلقی می گردد ؟ و آیا آنچه فرهنگی خوانده می شود ، در واقع فرهنگی است ؟ آنها می گویند فرهنگ واقعی ، نقاد و معترض است و فراتر از نظام حفظ خویش می باشد . در واقع فرهنگ تا جایی که خلاف زندگی روزمره است فرهنگ است و از جایی که با نظام سلطه و سرکوب همراه می گردد ، دیگر نه فرهنگ بلکه صنعت فرهنگ است ، که همان سرمایه داری مدرن است. صنعت فرهنگ به تولید انبوه کالاهای فرهنگی مطابق با ارزش مبادله می پردازد و منجر به کالایی شدن فرایند صور فرهنگی می گردد .

اصلی ترین محصول صنعت فرهنگی ، فرهنگ توده است که محصول تلفیق فرهنگ و سرگرمی و تبلیغات در جامعه مدرن است و همراه با سرنوشت سرمایه داری ٬ فرهنگ توده همواره تجاری و زیان بار است . باعث ادغام افراد در یک کلیت اجتماعی ساختگی و شیء وار ، می گردد ، مانع رشد تخیل فرد می شود و باعث سرکوبی استعداد انقلابی و آسیب پذیری در برابر عوام فریبان می گردد .

صنعت فرهنگی باعث می گردد همگان در نظامی متشکل از کلیسا ، کلوپ ،  و . . . که همگی ابزاری از کنترل اجتماعی هستند ، سامان یابند و هویتی یکسان پیدا کنند . صنعت فرهنگی نه به تن و مال انسان بلکه به روح و جان فرد حمله می کند و باعث بیگانگی فرد از خود می گردد . به عبارتی بیگانگی بزرگترین مسئله در صنعت فرهنگی است . صنعت فرهنگی به واسطه ابزارها و راهکارهای خود باعث هویت بخشی به توده و تنظیم کردار او می گردد . این امر منجر به ابژه سازی و شی گشتگی انسان می گردد و به یکسان سازی و ایجاد فردیت کاذب برای انسان ها و بهنجارسازی توده می انجامد و این در حالی است که انسان تصور می کند که خود فاعل است . صنعت فرهنگی بر همه هنر ها نقش می زند و همه را یکسان و یکنواخت می نماید و هنر و رسانه نیز به نوبه خود منجر به یکسان سازی هویت های افراد می شوند .

آنها معتقدند تمایز محصولات فرهنگی حاصل تمایز و تقسیم بندی مصرف کننده است . در واقع آنها مصرف کننده را تقسیم می کنند . بر اساس تقسیم بندی خود از مصرف کننده ، تولید می کنند و مصرف کننده را مجبور به استفاده از همان نوع تقسیم بندی می نمایند . بنابراین در واقع محصولات فرهنگی ناشی از ارزش مبادله هستند نه ارزش مصرف که نیاز مصرف کننده است .

فرهنگ توده ای دروغین است و مبین سلطه گری ، بنابراین به تولید نیاز کاذب می پردازند . و برای بر آوردن این نیاز های کاذب تلاش می نمایند . این فرایند منجر به مشروعیت سازی برای سلطه نظام سرمایه داری می گردد ، که کارکرد ویژه آن ، از بین بردن امکان مخالفت با سلطه مستقر است.

در یک فرایند کلی آنها معتقدند که همگانی شدن فرهنگ و هنر منجر به تابعیت هنر از قانون بازار و در نتیجه سلطه ارزش مبادله بر ارزش مصرف و تحمیل نیاز های کاذب بر انسان می گردد . انسان به عنوان مصرف کننده به « ایدئولوژی صنعت » تبدیل می گردد که باعث حفظ و تداوم الگوی سلطه بر توده می گردد . سلطه طبقه بالا به عنوان تولید کننده بر طبقه پائین به عنوان مصرف کننده . صنعت فرهنگی آدمیان را به شکل ماده مصرف می بیند و به دنبال قالب ریزی یکسان آنها از سوی صاحبان سرمایه است ، البته حق انتخاب را نیز به وسیله آزادی انتخاب نوع رسانه ! برای افراد محترم می شمارد .

آدورنو و هورکهایمر در مورد مشارکت توده ها در تجارت هنر معتقدند که این امر منجر به توده ای شدن هنر می گردد . هنر به سطح توده تنزل می نماید و از سویی نیز باعث نابودی قوه تخیل انسان می گردد . در اینجا به تأسی از قفس آهنین وبر ، محاصره انسان در نظام آهنین را مطرح می نمایند . اما این اندیشه مخالف اندیشه بنیامین است ، چرا که او توده ای شدن هنر را باعث افزایش آگاهی توده می داند . آدورنو و هورکهایمر مخالف توجیه تکنولوژیک و مدیریت صنعت فرهنگی هستند و آن را قبول نفس سلطه می دانند که باعث ایجاد حلقه مغزشویی و ارضای نیاز پیش ساخته قدرت سرمایه داران می گردد .

مشمولیت هنر در منطق مبادله کالا از نظر آنها منجر به از بین رفتن استقلال هنر و نیز رهایی هنرمند از آغاز کار می گردد ، چرا که هنرمند از ابتدا به خدمت شرایط فروش کالا در می آید و در واقع به جای تولید اثر هنری به تولید کالای فروشی می پردازد . ضربه نهایی صنعت فرهنگی از نظر آنها هنگامی است که کالایی کردن هنر با عرضه هنر به عنوان چیز غیر قابل فروش همراه می گردد . با مثالی از آثار بتهون ، مشاهده می گردد که از نظر مصرف کننده بهترین آثار بتهون به رایگان از رسانه ها پخش می گردد و هیچ مبادله مالی نیز انجام نمی شود . این در شرایطی است که در واقع مبادلات پشت سر مصرف کننده انجام می گیرد و دور از چشم مصرف کننده ، منافع مبادله می کردند .

آدورنو در بررسی موسیقی پاپ به عنوان فراورده صنعت فرهنگ در برابر موسیقی کلاسیک ، بخشی از نظریات خود را ارائه می دهد . موسیقی پاپ به عنوان فراورده ای از صنعت فرهنگ ، فاقد هماهنگی و انسجام است . مصنوعی و استاندارد شده است و واکنش هایی یکسان را در برابر خود ایجاد می نماید که منجر به از خود بیگانگی توده می گردد . در برابر موسیقی کلاسیک ، با همبستگی ، انسجام ، معنا دهی درونی هنر ناب و غیر قابل استاندارد سازی موجب بروز واکنش های گوناگون در انسان می شود .

آدورنو با شمردن کار ویژه های موسیقی پاپ برای نظام سرمایه داری به این نتیجه می رسد که هدف نهایی این موسیقی ایجاد هماهنگی روانی انسان با وضع موجود نظام سرمایه داری است و ایجاد هویت واحد با سایر مردم برای پذیرش شرایط و در واقع تسلیم فرد سازی جهان و ایجاد واکنش یکسان انسان ها . این امر در بحث ایدئولوژی آنها به خوبی نشان داده می شود . در بحث ایدئولوژی آنها توضیح می دهند که به مثابه نوعی ابزار سلطه ، از هنجارهای موجود جدا نمی شود و آنها را تأیید می نماید ، مخالف اعتراض است و به تأیید نظام حاکم و قواعدش می پردازد . معتقدند که این امتیاز نظام سرمایه داری است که با ایجاد ترکیبی از فرهنگ ، ایدئولوژی اعمال کنترل اجتماعی به ظاهر عقلانی به ایجاد نیازهای کاذب و سپس پاسخگویی به آن نیازها از طریق صنعت فرهنگ سازی می پردازد و موفقیت نظام سرمایه داری را تضمین می نماید . ضرورت این شیوه در آن است که با تنها نگذاشتن مصرف کننده ، برای پیشگیری از اینکه مصرف کننده تصور کند که می تواند مقاومت نماید ، به تولید پیشاپیش نیازها و ایجاد احساس نیاز برای مصرف کننده می پردازد . مصرف کننده در این شرایط احساس رضایت از بازی دارد و به هر چه به او عرضه می گردد رضایت می دهد و به نوعی تسلیم و ساده بینی جهان هستی مبتلا می گردد .

به عنوان مثال در بحث موسیقی پاپ ، در بررسی آدورنو ، ریتم تکراری موسیقی پاپ موجب عدم نیاز به تامل و در نتیجه گریز از خستگی می گردد . استاندارد شدگی این موسیقی با استانداردهای زندگی مدرن باعث ایجاد امنیت خاطر مصرف کننده می شود . انفعالی بودن و غیر مولد بودن آن باعث کاهش کسالت می گردد و لذت موقتی مانند لذت موقت سرمایه داری ایجاد می نماید ، و اینها اصول هستند که هدف نهایی شان ایجاد هماهنگی روانی فرد با وضع موجود سرمایه داری و شکل دهی هویت یکسان بین انسان ها است .

بنیامین از دیگر اندیشمندان این مکتب ،  آلمانی تباری که مهاجرت ، آوارگی ، زندگی ناموفق و در آخر خودکشی را تجربه می نماید ، دارای آثاری چون پاساژ ها ، سرچشمه نمایش سوگبار آلمان ، خیابان یک طرفه ، نهاد های فلسفه تاریخ را در کارنامه علمی خود دارد .

وی به نقد مدرنیته و تکنولوژی و تأکید بر نابخردی عصر جدید می پردازد . او روشنگری را بی مایه ترین جهان بینی ها می داند که سطحی و تو خالی است . بنیامین رویکردی دو گانه دارد . از سویی بدترین نقد ها را برای مدرنیته در نظر می گیرد . وی معتقد است قلب مدرنیته پیشرفت است و پیشرفت فاجعه است . از سوی دیگر بنیامین امید رهایی و نجات دارد و معتقد است که تکنولوژی می تواند باعث موفقیت در شناخت بشر گردد و کلید شادی و خوشبختی انسان باشد . وی معتقد است در جامعه آزاد تکنولوژی دیگر بت واره هلاکت و نابودی نیست بلکه کلید شادی و خوشبختی است . اما از آنجا که نگرش بدبینانه او نسبت به مدرنیته و تکنولوژی قوی تر است ، او با نگاه انتقادی به فرهنگ ، تمدن ، تقسیم کار ، اتوماسیون ، تولید کالایی و ابزاری شدن می نگرد . بر ناهمخوانی تکنولوژی و تهذیب اخلاقی تأکید می نماید و معتقد است وقوع انقلاب برای متوقف کردن روند خطرناک تکنولوژی سرمایه داری ضروری است .

بنیامین در 1930 در مقاله ای با نام « اثر هنری در دوران تکثیر مکانیکی آن » به ارائه نظریه ای در این باب می پردازد . وی معتقد است پیشرفت فن آوری باعث رشد امکانات تکثیر فنی و مکانیکی آثار هنری گشته است . این پیشرفت از نظر بنیامین باعث از دست رفتن منش اصلی اثر هنری می گردد و اثر هنری با از دست رفتن نسخه اصل فاقد اصالت شده و « ارزش آئینی » آن نفی می گردد . از سویی تجلی آثار هنری نیز از بین می رود . وی سه ویژگی برای تجلی آثار هنری در نظر می گیرد :

- منحصر به فرد بودن

- فاصله با ما

- جاودانگی و یکسانی

ویژگی هایی هستند که باعث تجلی آثار هنری می گردند . که این سه ویژگی در اثر پیشرفت و تکثیر از دست می روند .

بنیامین معتقد است در دوران باز تولید مکانیکی ارزش نمایش بیش از ارزش آئینی است و ارزش آئینی از بین نرفته است . این در حالی است که آدورنو با این نظر مخالف است . بنیامین باز تولید مکانیکی را باعث دو بحث می داند . نخست گسترش دموکراسی و دیگری از بین رفتن تجلی اثر هنری . این شرایط باعث ایجاد دگرگونی در بینش بنیادین زیبایی شناسانه انسان می شود و دوران جدیدی از آفرینش و دریافت اثر هنری ایجاد می نماید . در واقع باز تولید مکانیکی اثر باعث می شود که اثر هنری در دسترسی همگان قرار گیرد و این امر از سویی منجر به تنزل اثر هنری می گردد و از سوی دیگر می تواند اثراتی مانند ارتقای هنر در سطح جامعه ، افزایش ذوق هنری ، افزایش سرعت درک اثر هنری ، خارج شدن اثر هنری از دست نخبگان و از زیر سلطه نظارت سرمایه و بر عکس راهیابی هنر به توده مردم را در بر داشته باشد . چنانکه دیده می شود نگرش بنیامین نگرشی دوگانه مبتنی بر دیدن اثرات منفی و مثبت توامان است . وی معتقد است حرکت رفت و برگشتی این جریان باعث تغییر واکنش مخاطب می گردد ، حال آنکه آدورنو با این نظر مخالف است و معتقد به تنزل هنر در پی این شرایط می باشد . بنیامین به هنر و هنرمند انقلابی و نیز تکامل انقلابی هنر عقیده دارد . این شرایط روابط جدید بین هنرمند و مخاطب است و تبدیل هنر به یک رسانه انقلابی .

در مقایسه نظر بنیامین با دیگر صاحبنظران برجسته مکتب فرانکفورت یعنی آدورنو و هوکهایمر ، می توان  به دفاع بنیامین از کارکرد رسانه های همگانی و استفاده از فن آوری و گسترش آن در خدمت هنر به جای حذف آن تأکید نمود . بنیامین همچنین به هنر دور از فهم همگان اعتراض می نماید و معتقد است این هنر ارتباط لازم با مخاطب را برقرار نمی نماید . اما آدورنو این کارکرد رسانه ها و گسترش خدمات فن آوری در خدمت هنر را باعث توده ای شدن هنر می داند و آن را منفی تلقی می نماید . آدورنو معتقد است توده ای شدن هنر باعث می شود که هنر تابع قانون بازار گردد . این تنزل هنر ، کالایی شدن هنر را در پی دارد ، که همان مفهوم صنعت فرهنگی از نظر آدورنو است . بنیامین برخلاف آدورنو معتقد است معنای فراورده فرهنگی نه در وجه تولید بلکه در شیوه مصرف اثر است . مصرف ضرورتاً انفعالی نیست، بلکه قابل تغییر است و این جزیی از فرایند دموکراتیزه شدن فرهنگ است . وی معتقد است معنی در لحظه مصرف تعیین می شود . نظرات آدورنو در این زمینه در مقابل نظر بنیامین قرار می گیرد . بنیامین تسلط هنرمند بر ابزار تولید مکانیکی را سرچشمه پیروزی بر دشواری های آفرینش هنری و دستاوردی بزرگ می دانست. اما آدورنو ، بنیامین را به کل فاقد مایه اصلی می داند .  ( ادامه دارد )

سخنان دكتر معتمدنژاد در روز جهاني آزادي مطبوعات

اگر سه اصل يونسكو يعني آزادي، استقلال و تكثرگرايي مطبوعات تحقق يابد قطعا آزادي مطبوعات و توسعه پايدار نيز محقق خواهد شد

به گزارش خبرنگار رسانه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دكتر كاظم معتمدنژاد ـ ‌پدر علم ارتباطات ايران - در نشست تخصصي اخلاق رسانه‌يي كه به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات در دفتر يونسكو در ايران برگزار شد، با بيان اين مطلب درباره‌ي تاريخ آزادي مطبوعات در ايران اظهار كرد : آزادي مطبوعات سابقه‌اي 300 ساله دارد و با انتشار جزوه‌ي معروف ميلتون درباره مطبوعات شروع شده است.

وي با اشاره به تاريخچه‌ي شكل‌گيري آزادي مطبوعات در جهان افزود : دوره‌ي مطبوعات استبدادي با انقلاب فرانسه از ميان رفت و پس از مدتي مطبوعات انقلابي فكري و عقيدتي به مطبوعات تجاري تبديل شدند ؛ بعد از جنگ جهاني دوم در اساسنامه يونسكو به آزادي بيان اشاره شد و از آن تاريخ به بعد سازمان ملل نيز از اين آزادي حمايت كرد.

او با اشاره به اينكه در آن زمان سه نظريه آزادي در دنيا مطرح بود تصريح كرد : آزاديخواهي آمريكايي طرفدار آزادي مفرط مطبوعات شد . نظريه فرانسوي از آزادي نسبي و نظريه‌ي شوروي هم از حاكميت ملي بر مطبوعات حمايت مي‌كردند .

استاد علوم ارتباطات ايران با بيان اين كه در سال 1966 ميثاق حقوق بين‌المللي تصويب شد و در آن محدوديت‌هايي براي مطبوعات پيش‌بيني شد خاطرنشان كرد : پس از فروپاشي ديوار برلن و سقوط شوروي سلسله سمينارهاي يونسكو در قالب استراتژي‌هاي نوين اطلاعات شروع و در آن بر ضرورت پيشبرد رسانه‌هاي آزاد تاكيد شد .

به گفته او در ايران هم از اين امر استقبال كرديم و پس از سمينار آلمآتي از طريق يونسكو خواستار آن شديم كه براي تاسيس مركز تحقيقات ارتباطي به ما كمك كند ، البته آن‌ها با تشخيص اينكه ايران از اين امر هدف سياسي دارد از كمك خودداري كردند كه شخصا مسوول تهيه گزارشي در اين زمينه به سازمان ملل شدم .

معتمدنژاد با بيان اينكه 15 سال پيش مراسم روز جهاني آزادي مطبوعات را در كتاب‌خانه دانشگاه علامه ‌طباطبايي برگزار كرديم كه اين مراسم تا امروز و در اين مكان ادامه دارد اضافه كرد : در ايران در زمان انقلاب مشروطيت ، آزادي مطبوعات براساس آنچه در غرب معمول بود ، پذيرفته شد و انتشار مطبوعات نيز به كسب اجازه از دولت نياز نداشت اما پس از مدتي محدوديت‌ها احيا شد و در سال 1321 شمسي در زمان قوام‌السلطنه قانون مطبوعات در تجديدنظر وضعيت بدتري پيدا كرد .

به گفته وي پس از انقلاب اسلامي نيز سعي كرديم ضرورت كسب اجازه براي انتشار نشريات را از ميان برداريم كه متاسفانه با وجود قول‌هاي داده شده هنوز به انجام نرسيده است . البته اين موضوع در سند توسعه مطبوعات كه در سال 84 به تصويب رسيد گنجانده شد اما اجراي آن همچنان متوقف است.

او تصريح كرد : اجراي آن قطعا با ايجاد فضاي عمومي مورد نياز مطبوعات به حمايت از آزادي آن‌ها منجر مي‌شود . از سوي ديگر استقلال اقتصادي مطبوعات و رسانه‌ها در بهبود كيفيت آن‌ها و در نتيجه افزايش تيراژ و نظام‌مند شدن كمك به آن‌ها موثر خواهد بود .

به عقيده معتمدنژاد توسعه‌ي آموزش روزنامه‌نگاري نيز در گسترش آزادي مطبوعات بسيار موثر است كه در اين باره در سال جاري دوره‌ي ارشد رشته حقوق ارتباطات نيز در دانشگاه علامه طباطبايي تاسيس شده است كه قطعا فارغ‌التحصيلان اين رشته در بهبود آزادي مطبوعات نقش موثري ايفا خواهند كرد. 

منبع - همشهري آنلاين

رتبه181 ایران در آزادی مطبوعات

از جنبه برخورداری از آزاد بودن مطبوعات، ايران در بين ۱۹۵ کشور جهان، امسال به همراه چين و روآندا در رتبه ۱۸۱ قرار دارد.

به گزارش رادیو فردا روزنامه‌نگاران در سال ۲۰۰۸ ميلادی شرايط کاری بسيار بدی را سپری کردند و برای هفتمين سال پياپی وضعيت آنها در تمام مناطق جهان نامطلوب‌تر از پيش شده است.
بر طبق گزارش سالانه منتشر شده از طرف مؤسسه مطالعات رسانه‌ای « فريدوم هاوس» (خانه آزادی)، مطبوعات آزاد نقش مهمی در حفظ و استمرار يک دموکراسی سالم ايفاء می‌کنند و در همان حال نقش آن در پاسخ‌گو کردن حاکمان ، حکمرانی مطلوب ، و توسعه اقتصادی بدون شک نقشی اثرگذار است.

گزارش سالانه اين مؤسسه مطالعاتی از سال ۱۹۸۰ پيوسته منتشر شده است و در آن آزادی مطبوعات چاپی و اينترنتی و نيز کار خبرنگاری در رسانه‌های صوتی و تصويری مورد بررسی قرار می‌گيرد.

بر طبق اين گزارش، ايران در بين ۱۹ کشور خاورميانه و شمال آفريقا ، رتبه هفدهم را از حيث آزادی مطبوعات به خود اختصاص داده است.

ارزيابی‌های اين مؤسسه بر پايه بررسی حوادث و رويدادها در سه مقوله انجام می‌گيرد : محيط و فضای قانونی و حقوقی که رسانه‌ها در آن کار می‌کنند و شکل برخورد با توليدات آنان ، نفوذ سياسی بر گزارشگری خبر و دسترسی به اطلاعات ، فشارهای اقتصادی بر محتوا و انتشار خبر.
در بعد حقوقی، تحليل‌گران اين مؤسسه قوانين و مقررّات اثرگذار بر رسانه‌ها و ميزان استفاده بخش‌های دولتی و خصوصی از اين ساز و کار برای محدود کردن توليدات رسانه‌ای را مورد ارزيابی قرار می‌دهند.

در بعد سياسی ، موضوعات متفاوتی از جمله فشار هيئت حاکمه و ديگر کنشگران سياسی بر نحوه کار رسانه‌ها ، سانسور و خودسانسوری ، توانايی خبرنگاران در پوشش رويدادها ، تهديد و ارعاب فراقانونی و اعمال خشونت عليه روزنامه‌نگاران ، مورد بررسی و تحليل قرار می‌گيرد.

از جبنه اقتصادی موضوعات مورد ارزيابی و بررسی اين موارد و موضوعات را در بر می‌گيرد : ساختار، شفافيت ، نحوه تمرکز مالکيت رسانه‌ها ، هزينه توليد و انتشار ، اثرگذاری هزينه‌های تبليغاتی، ميزان يارانه و رشوه‌دهی در محتوای توليدی رسانه.

ارزيابی اين موضوعات و رتبه‌بندی کشورها بر پايه ميزان آزادی مطبوعات ، نه تنها بازتاب‌دهنده رفتارهای سياسی و عمل هيئت‌های حاکمه، بلکه منعکس‌کننده اثرگذاری کنشگران غيردولتی در عرصه سياست و نيز رفتار و عکس‌العمل مطبوعات در محدوده مورد بررسی است.

در گزارش امسال مؤسسه «فريدوم هاوس» (خانه آزادی) که عنوان «آزادی مطبوعات ۲۰۰۹» را بر خود دارد ، وضعيت رسانه‌ها در ۱۹۵ کشور و قلمرو سياسی در سال ۲۰۰۸ ميلادی مورد ارزيابی قرار گرفته است که بر پايه آن ۷۰ کشور (۳۶ درصد نمونه‌ها) در مرتبه برخوردار از آزادی مطبوعات ، ۶۱ کشور (۳۱ درصد نمونه‌ها ) در مرتبه برخوردار از آزادی محدود مطبوعات ، و ۶۴ کشور (۳۳ درصد نمونه‌ها) در مرتبه فقدان آزادی مطبوعات قرار می‌گيرند.

بر اساس يافته‌های اين مؤسسه منطقه خاورميانه و شمال آفريقا نسبت به گزارش سال پيشتر شاهد افول بيشتر آزادی مطبوعات بوده است. اسرائيل که در سال‌های پيش به عنوان تنها کشور اين منطقه بود که در مرتبه برخورداری از آزادی مطبوعات قرار می‌گرفت ، باتوجه به جنگ غزه و اعمال محدوديت از طرف اسرائيل برای ورود خبرنگاران داخلی و خارجی به باريکه غزه ، و نيز تشديد خودسانسوری و گزارشگری جانبدارانه وقايع ، به مرتبه برخورداری از آزادی محدود مطبوعات سقوط کرد.

ديگر مطبوعات و رسانه‌های کشورهای خاورميانه و شمال آفريقا ، که دارای بدترين سابقه در سرکوب آزادی مطبوعات است ، همچنان در طول سال گذشته ميلادی به لحاظ برخورداری مطبوعات از آزادی سير نزولی داشتند.

 منبع : سايت آينده نيوز

                                                

خصوصيات‌ مسئولين‌ روابط‌ عمومي

 تنوع‌ كارهاي‌ روابط‌ عمومي‌ و حساسيت اين مسئوليت ايجاب‌ مي‌ كند كه‌ عاملان‌ و كارگزاران آن‌ علاوه‌ بر آگاهي‌ از رموز حرفه‌ خود با بسياري‌ديگر از رشته‌ هاي‌ علوم‌ آشنا باشند به همين علت سپردن‌ كاري‌ تا اين‌ حد مهم‌  و در عين‌ حال‌ سنگين‌ به‌ كساني‌ كه‌ در اين‌ حرفه‌ سررشته‌ و تجربه‌ كافي‌ ندارند نه‌ تنهاصحيح‌ نيست‌ بلكه‌ دور از شرط‌ عقل‌ است‌ زيرا اگر كوشش هاي‌ آنان‌ از مسير صحيح‌ و باروشن‌ بيني‌ خاصي‌ انجام‌ نپذيرد ضمن‌ اينكه‌ به‌ نتيجه‌ مطلوب‌ نمي‌ رسد احتمال‌ آن‌ نيز مي‌ رود كه‌ يك‌ اشتباه‌ كوچك‌ و بي‌ توجهي‌ يا كج‌ سليقگي‌ اثرات‌ زيان‌ بخشي‌ بجاي‌گذارد و همه‌ تلاش ها را نقش‌ بر آب‌ كند پس‌ كارآزمودگي‌ و پختگي‌ و اطلاع‌ دقيق‌ از مباني‌ اين‌ حرفه‌ يكي‌ از شرايط‌ حتمي‌ اشتغال‌ به اين‌ كار است‌ به خصوص‌ كه‌ دايره‌ عمل‌دفاتر روابط‌ عمومي‌ بسيار وسيع‌ است‌ و متصديان‌ آن‌ بايد با استفاده‌ از معلومات‌ واطلاعات‌ لازم‌ و آگاهي‌ از برخي‌ رشته‌ هاي‌ ديگر قدم‌ در اين‌ راه‌ بگذارند تا نتيجه‌ مطلوب‌ را بگيرند در این جا به برخی از ویژگی ها و خصوصیات مسئول روابط عمومی اشاره اي می کنیم .

مسئول روابط‌ عمومي‌ :

- بايد در ارتباط‌ نوشتاري‌ و گفتاري‌ داراي‌ مهارت‌ و تجربه‌ باشد .

- بايد دروغ‌ نگويد ، لاف‌ نزند ، وعده‌ دروغين‌ ندهد امر كوچكي‌ را بزرگ‌ و بزرگي‌ را كوچك‌ نكند . 

- بايد حق‌ را بگويد  ( ولو علیه خود باشد ) ، راست‌ گفتن‌ را شعار خود بداند ، از دروغ‌ ، فريب‌ ، ريا ، تزوير به دور باشد كه‌ ريشه‌ تمام‌ نابساماني‌ ها در جوامع‌ بشري‌ از فريب‌ دادن‌ انسان ها است‌ .

- بايد در هر شرايط‌ و تحت‌ هر مقرراتي‌ از اصول‌ اخــلاقی ، شرف‌ ، صداقت‌ ، درستي‌ و راستي‌ دفاع‌ كند و در برنامه‌ ريزي هاي‌ خود اين‌ اصول‌ مهم‌ را دخالت‌ دهد .

- بايد پيرامون‌ دانش‌ مديريت‌ و نحوه‌ عمل‌ سازمان‌ اطلاعات ‌كافي‌ داشته‌ باشد .

- بايد قدرت‌ سازمان‌ دهي‌ و اداره‌ زيردستان‌ خود را داشته‌ باشد .

- بايد به‌ حرفه‌ خود ايمان‌ داشته‌ باشد . 

- بايد احساس‌ مسئوليت‌ نسبت‌ به‌ جامعه‌ و منافع‌ همگان‌ داشته‌ باشد .

- بايد احساس‌ وفاداري‌ و صداقت‌ به‌ استانداردهاي‌ حرفه‌ خود داشته‌ باشد .

- بايد شخصيت‌ افراد را ملحوظ‌ داشته‌ و به‌ آنها احترام‌ بگذارد .

- بايد حق‌ اظهار نظر را براي‌ كليه‌ اشخاص‌ ذينفع‌ قائل‌ باشد .

- بايد از وعده‌ هاي‌ دروغين‌ و غير ممكن‌ و دست‌ نيافتني‌ پرهيز كند كه‌ حيثيت‌ يك‌ مجموعه‌ را از بين‌ خواهد برد .

- بايد ابتكار و خلاقيت‌ خود را بكار بندد و در كارها به‌ طور عملي‌ و دقيق‌ تحقيق‌ و بررسي‌ كند .

- قدرت‌ قضاوت‌ صحيح‌ ، اعتماد به‌ نفس‌ و اتخاذ تصميم‌ درست‌ در لحظات‌ سخت‌ و بحراني‌ را داشته‌ باشد .

- از قدرت‌ دريافت‌ نقطه‌ نظرهاي‌ مديران‌ و توانايي‌ تنظيم‌ كار خود و پيش‌ بردن‌ برنامه‌ها بدون‌ راهنمايي‌ ديگران‌ برخوردار باشد .

- در فكر موفقيت هاي‌ نزديك‌ نباشد و تحت‌ فشار ديگران‌ اقدامات‌ غيراخلاقي‌ را نپذيرد .

- قدرت‌ تجزيه‌ و تحليل‌ مسائل‌ محيط‌ كار را داشته‌ باشد ، موقعيت‌ هاي‌ پيش‌ آمده‌ رابه‌ سرعت‌ درك‌ كند و آثار نهايي‌ مسائل‌ را پيش‌ بيني‌ نمايد .

- اصول‌ فلسفه‌ و واقعيات‌ سازمان‌ خود را به‌ خوبي‌ بشناسد .

- توانايي‌ تصميم‌ درست‌ و توانايي‌ حل‌ مشكلاتي‌ كه‌ پيش‌ مي‌ آيد را داشته‌ باشد .

- مسئوليت‌ پذير بوده‌ و اشتياق و انگيزه‌ براي‌ انجام‌ كار را دارا باشد .

- صبر و شكيبايي‌ در شنيدن‌ و گوش‌ دادن به سخن ديگران ‌را داشته باشد .

- در برابر شكست‌ ها و ناكامي ها تحمل‌ نمايد و زود تصميم‌ نگيرد .

- با فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی آشنایی داشته باشد .

- داشتن‌ تخصص‌ در رشته‌ روابط‌ عمومي‌ و تسلط‌ بر تكنيك هاي‌ آن‌ و تسلط‌ بر كارهاي‌رسانه‌ هاي‌ گروهي‌ و فراگيري‌ فنون‌ تشويق‌ ، ترغيب‌ و تبليغ‌ ديگران‌ و تسلط‌ بر تكنيك هاي‌ترويج‌ و اشاعه‌ افكار از دیگر خصوصيات‌ مهم‌ مسئولين‌ روابط‌ عمومي‌ می باشد .