مراحل آماده سازي سخنراني و ويژگي هاي يك سخنران خوب

مراحل آماده سازي سخنراني :

1-     انتخاب موضوع سخنراني

2-     شناخت مخاطبان

3-     شناسائي انواع اطلاعات مورد نياز و مربوط به موضوع

4-     شناسائي منابع اطلاعات

5-     گردآوري

6-     ارزيابي ، ‌طبقه بندي ، تصفيه و پالايش و تلخيص اطلاعات

7-     انتخاب اطلاعات و محورهاي اصلي سخنراني

8-     تقسيم يا توزيع و اختصاص اطلاعات اصلي بين مقدمه ، متن (‌ بدنه ) و نتيجه

9-     رتبه بندي و تعيين ترتيب مطالب در هر جزء

10-   نوشتن متن كامل سخنراني ( در صورت لزوم )

11-   تهيه يادداشت براي ارائه سخنراني

12-   تمرين

13-    كسب آخرين اطلاعات در باره مخاطبان ، مكان و زمان سخنراني

ويژگي هاي يك سخنران خوب :

1-     تسلط به موضوع سخنراني ( آمادگي كافي براي سخن گفتن در موضوع مورد نظر : تحصيلات مورد تخصص ، آمادگي براي سخنراني در باره موضوعي )

2-     قدرت بيان ( ساختار مستحكم زباني ، تسلط به زبان فارسي و دستور زبان  ، گنجينه غني واژگان ، آَشنائي با اصول و فنون سخنوري )

3-     صداي خوب ( نوع صدا ، شدت صدا ، فراز و فرود صدا )

4-     استفاده مطلوب از ارتباط غير كلامي ( نگاه ، حركات سر و دست ، ايما و اشاره ، حركات بدن ، جابجائي و راه رفتن ، آوايي )

5-     پايبندي به زمان بندي سخنراني ( حضور به موقع ، تقسيم زمان اختصاص يافته به سه بخش سخنراني : مقدمه – بدنه – نتيجه ، رعايت وقت اخصاص يافته )

6-     ظاهر آراسته ( از لحظه عزيمت ، كنترل هنگام ورود ، هنگام رفتن پشت تريبون وهنگام سخنراني )

7-     لحن مناسب ، به تناسب موضوع  و مخاطب و شرايط ( لحن دوستانه ، لحن رسمي ، لحن آمرانه ، لحن درخواست آميز ، لحن كودكانه و . . . )

8-     شناخت مخاطب

9-     ضريب هوشي مطلوب ( IQ بالاي 100 )

10-    برخورداري از هوش هيجاني مناسب ( EQ )

11-    پيش بيني واكنش مخاطبان مثل سؤالات

12-    صبوري و شكيبائي

13-    انتقاد پذيري

14-    تواضع

15-    اعتماد به نفس

16-    قدرت و ظرفيت گوش دادن به ميزان مناسب

17-    حافظه قوي ( يادداشت برداري ، مطالعه ، گوش دادن ، حرف زدن )

18-    قدرت جذب مشاركت

19-    قدرت جلب توجه و اعتماد

20-    آغاز و پايان جذاب   

نقش واژه ها در مديريت

 ۱- مهم ترين جمله شش واژه اي در روابط انساني :

                    I Admit I made a Mistake

من مي پذيرم كه من اشتباه كرده ام

۲- مهم ترين جمله پنج واژه اي در روابط انساني :

           You did a good job

كارتان خوب است

۳- مهم ترين جمله چهار واژه اي در روابط انساني :

   What is your opinion 

نظر شما چیست 

۴- مهم ترين جمله سه واژه اي در روابط انساني :

If you please

خواهش مي كنم

۵- مهم ترين جمله دو واژه اي در روابط انساني :

 Thank you

متشكرم

 ۶- مهم ترين يا كم اهميت ترين واژه يك كلمه اي در روابط انساني :

 

 ما    ،  مانند : ما اين برنامه ريزي را كرده ايم           We

" بعد منفي "       من   ،  مانند : من اين برنامه ريزي را كرده ام             I 

در باره تلويزيون 2

يكي از عوارض رسانه هاي مدرن و تكنولوژيك توليد بيش از حد اطلاعات است كه فرصت فكر كردن را از مخاطب سلب مي كند و در عين حال حجم بسياري از اطلاعات توليد شده غيرضروري است كه چه بسا مخاطب را منحرف مي كند . پستمن مي گويد : " كاملاً روشن است كه اطلاعات به نوعي زباله تبديل شده اند و خود جمع كننده زباله شده ايم " . او معتقد است در دوران جديد كه انسان از هر سو با تهاجم تكنولوژي در تمام زمينه ها روبه رو است بايد به گونه اي پرورش يابد تا بتواند در برابر اين مهاجم ايستادگي و مقابله كند .

پستمن مخالف تكنولوژي نيست او مي گويد : " گاهي از من سؤال مي كنند كه آيا مي خواهم همه ماشين ها را خرد و خراب كنم ؟ جواب من يك نه محكم و قاطع است . به نظر من مردم و سازمان هاي اجتماعي بايد بر تكنولوژي كنترل داشته باشند . مردم بايد بدانند كه تكنولوژي چطور در فرهنگ شان كار مي كند و چيزهايي را كه مورد نياز فرهنگ است تغيير مي دهد . بنابراين آنچه لازم است دور ريختن ماشين ها نيست بلكه دانش بيشتر و فهم عميق تر در باره تكنولوژي هايي است كه در اختيار مردم است " .   

نيل پستمن به رسانه هاي ارتباطي مدرن خوش بين نيست و نسبت به آثار مخرب آن ها هشدار مي دهد . او استدلال مي كند كه هر وسيله ارتباط جمعي از نوعي بازتاب برخوردار است . هر وسيله و ابزاري صرف نظر از چارچوب محدود و كاربرد اوليه آن ، اين قدرت را دارد كه از محدوده نخستين جدا شود و سيطره خود را در چارچوبي نوين و غير قابل پيش بيني گسترش دهد و به استنباط ما از مفاهيمي چون نيكي و پارسايي و زيبايي اثر مي گذارد . به بيان ديگر رسانه ها ماهيتي معرفت شناختي دارند كه بر ادراك ما از هستي اثر مي گذارند . پستمن معتقد است كه معناي كلمات مهم توسط تكنولوژي جديد تغيير مي يابد بدون آنكه ما اصلاً متوجه اين تغييرات شويم .

به نظر پستمن رسانه هايي مانند اينترنت و تلويزيون كه در دوران تكنوپولي كه دوران حاكميت تكنولوژي است حضور پيدا مي كنند به جاي معنازايي از معناها معنازدايي مي كنند در نتيجه ادبيات از ادبيت تهي مي شود و از اين رو دموكراسي كه بر گفتگو استوار است نامتحقق مي ماند . در فرهنگ مبتني بر تصوير اما ، تصوير يك مفهوم مطلق است كه نمي شود آن را انكار كرد . پس گذر از متن به تصوير در عصر رسانه ها به مفهوم گذار از فرهنگ گفت و گو به فرهنگ يكسونگر و مطلق خواه است . او اعتقاد داشت كه ساختن عقيده به معناي ساختن انسان است . آگاهي در نظر او آزادي مي آورد . به گمان او در عصر ارتباطات آزادي انسان به دليل صنعت محوري رسانه ها در خطر است .

پستمن در كتاب "زندگي در عيش ، مردن در خوشي " به شدت نگران تاثير رسانه هاي جديد بر ساختار روابط انسان ها و حوزه تفكر انديشه و افكار عمومي است . به نظر او رسانه اين قدرت را دارد كه حقيقت را دگرگون سازد . متاسفانه انسان ها به ندرت متوجه اين واقعيت مي شوند كه اين وسايل ارتباطي تا چه حد در جهان بيني و نگرش او موثرند .  وي در كتاب هاي خود به صورت انتقادي در باره تاثير تلويزيون بر زندگي عمومي و سياسي مردم و نيز در باره طبيعت كودكي مدرن و تعليم و تربيت نوشته است . او مي گويد : " غول هاي رسانه اي اصولاً در تلاشند كه ذهن و فكر مردم را از مسائل واقعي منحرف نمايند . بگذاريد مردم كار ديگري انجام دهند ، اما مزاحم ما نشوند . بگذاريد مردم در تب و تاب ورزش و . . . مشغول باشند و به جز امور جدي به هرچه مي خواهند توجه كنند .

پستمن معتقد است گسترش تلويزيون سبب زوال استقلال و شخصيت فردي ، كاهش ميزان حاكميت و قدرت سرنوشت فرد و يك جامعه شده و اين رسانه ها و تلويزيون هستند كه اين حاكميت و قدرت سرنوشت را به دست گرفته اند . رسانه هاي تكنولوژيك به ما تحميل مي كنند كه به چه بينديشيم ، چگونه بينديشيم ، چه و چگونه و چرا احساس كنيم ، رابطه مان با خود و با ديگران چگونه و به چه ميزان باشد . (زندگي در عيش ، مردن در خوشي ) 

نيل پستمن مضرات را منحصر به تلويزيون نمي داند و تاثيرات آن را به ساير رسانه هاي نوين ارتباطي نيز تسري داده است او در كتاب تكنوپولي اسارت انسان و فرهنگ و تاريخ بشري در رهگذر حاكميت رسانه هاي تكنولوژيك از جمله كامپيوتر را مورد بررسي قرار داده است .

رايانه هاهرگز نمي توانند جانشين محيط هاي انساني باشند . امروزه استفاده بيش از حد از رايانه ها در سنين كودكي باعث شده است كه كودكان به مشكلات عميق اجتماعي و احساسي دچار شوند . استفاده بيش از حد از آموزش هاي الكترونيكي و نرم افزاري سرگرمي – آموزشي باعث مي شود تا فرآيند يادگيري منفعل باشد . كودكان به طور طبيعي هنگام مقايسه كار خودشان با قابليت هاي يك رايانه به توانايي خود بي اعتنا مي شوند . روابط علي و معلولي ، تاثير متقابل اشيا بر هم ، خودكنترلي و احساس عزت نفس ، اموري هستند كه به راحتي هنگامي كه شما مشغول كوبيدن ميخ به يك چوب هستيد ايجاد مي شود اما اين مسائل و آموزش از طريق رايانه ايجاد نمي شود . ما بايد كاري كنيم كه كودكان ما در آينده به جاي اينكه دانش آموز سيستم هاي خودشوند ، استاد و مربي فن آوري خود باشند .

نيل پستمن در يكي از مهم ترين كتاب هايش توجه اصلي خود را بر روي تلويزيون متمركز كرده است . ( ادامه دارد )